الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
37
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ « خداوند ( بعد از پايان گرفتن خلقت جهان ) بر عرش تسلط يافت » ( 1 ) . و در بعضى از آيات پشت سر اين تعبير جمله « يدبر الامر » و يا تعبيراتى كه حاكى از علم و تدبير پروردگار است ديده مىشود . در بعضى ديگر از آيات قرآن توصيفهايى براى عرش ديده مىشود مانند توصيف به « عظيم » آنجا كه مىفرمايد : وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ ( توبه - 129 ) . گاه سخن از حاملان عرش است مانند آيه مورد بحث . و گاه سخن از ملائكه اى است كه گرداگرد عرش را گرفتهاند وَتَرَى الْمَلائِكَةَ حَافِّينَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ ( زمر - 75 ) . و گاه مىگويد « عرش خدا روى آب قرار گرفته » وَكانَ عَرْشُه عَلَى الْماءِ . از مجموع اين تعبيرات و تعبيرات ديگرى كه در روايات اسلامى وارد شده به خوبى مىتوان نتيجه گرفت كه عرش بر معانى مختلفى اطلاق شده هر چند ريشه مشتركى دارد . يكى از معانى عرش همان مقام « حكومت و مالكيت و تدبير عالم هستى » است ، چرا كه حتى در اطلاقات معمولى كلمه عرش به عنوان كنايه از تسلط يك زمامدار بر امور كشور خويش به كار مىرود ، مىگوئيم : « فلان ثل عرشه » كنايه از اينكه قدرتش فرو ريخت ، و در فارسى نيز مىگوئيم : « پايههاى تخت او در هم شكست » . ديگر از معانى عرش « مجموعه عالم هستى » است ، چرا كه همگى نشانه عظمت او است و گاه « عرش » به معنى « عالم بالا » و « كرسى » به معنى عالم پائين به كار مىرود . و گاه « عرش » به معنى « عالم ما وراء طبيعت » و كرسى به معنى مجموع
--> ( 1 ) اعراف 54 - يونس 3 - رعد 2 - فرقان 59 - سجده 4 - حديد 4 .